تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :




 
 
نویسنده : آقای فضول
تاریخ : پنجشنبه 20 دی 1397
محبّت
گفتیم اگر، امّا؛ تا اگر فاصله هاست...
حرف از آمدن و نیامدن شد، امّا؛ حرف است دگر...
گفتیم بیا، امّا؛ این تو هستی که بگفته ای بیایید نه ما...
گفتیم چرا، امّا؛ تو نگفتی که چرا...
هرچند که ما نداریم لیاقت، امّا؛ تو خودت لیاقتی، لیاقتی بده آقا...
و در آخر اینکه، ما ندانیم تو در نگاهمان بیایی یا نه، کاش در نگاهت باشیم...
در نگاهی که در آن بخشش دنیاست...بخششی اندر سراپای وجود...
آن نگاهی که همه خلق بدان محتاجند...محتاج حیات و زندگی...
حرف ها بسیار است...،لکن؛
حرف در محضر استاد بود نشانه بی ادبی...
که تو خود عالم غیبی... امّا چو مَنی غیب نداند استاد...
حرف ها بسیارند، پایانش با سکوت...
آن سکوتی که در انتظار حرف هایت مانده است...
(ثائر الزهراء)

مرتبط با: ***شعر*** ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
تری اف ای جمعه 21 دی 1397 08:57 ق.ظ
سلام وب جالبی دارید ماهم برای شما سوپرایز داریم از شما دعوت میکنم به صفحه ما هم سر بزنید

http://3fi.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
سلام و عرض ادب
ممکنه اولین سؤالی که برات پیش بیاد اسم این وبلاگ باشه.
"مداد فضول" بیانگر آزاد بودن موضوع وبلاگ هست.
تنها درخواستی که دارم این هست که وقتی از مطالب استفاده کرده فقط مارو دعا کنید.

آقای فضول